نسل زد را مقصر ندانیم!
آن روزها برای رسیدن نوبت بازی فوتبال، دقایق طولانی در صف میایستادیم؛ اما خسته نمیشدیم. حیاط کوچک کانون فرهنگی و تربیتی روبهروی دفتر وگاراژ اتومیهن، برای ما دنیایی بزرگ بود؛ جایی که میشد فوتبال بازی کرد، تئاتر آموخت، موسیقی شنید، کتاب خواند و استعدادهای تازهای کشف کرد.
وقتی به دوران راهنمایی و دبیرستان خود باز میگردم، با وجود امکانات محدود آن زمان، تلاش بیشتری برای پرورش استعدادها به چشم میخورد. نوجوانان آن روزگار علایق متفاوتی داشتند؛ عدهای فوتبال و بعضی رشتههای دیگر را دنبال میکردند، برخی به فعالیتهای فرهنگی و هنری علاقهمند بودند و گروهی نیز در مسیرهای مذهبی و اجتماعی فعالیت داشتند.
برای هر سلیقهای، فضایی برای حضور وجود داشت.
کانون فرهنگی و تربیتی با مدیریت آقای مسعود طبیعی و همکارانش، نمونهای از همین نگاه بود؛ مجموعهای کوچک، اما سرشار از ایدههای بزرگ. آن روزها که هنوز خبری از تلفن هوشمند و شبکههای اجتماعی نبود، نوارخانه و بعدها ویدئوکلوب، کلاسهای اخترشناسی، ماشیننویسی، تئاتر، موسیقی، گلفنی، ورزش و اردوها، نوجوانان را به این مجموعه جذب میکرد. برای بسیاری از ما، کانون حتی از خانه جذابتر بود.
کتابخانه احمد نیریزی در محله سادات نیز با مدیریت آقای اکبر عابدیننژاد، نقشی قابلتوجه در جذب نسل جوان داشت. در کنار کتاب، بازیهای دستگاههایی مثل سگا، نوارهای کاست و ویدئو نیز در اختیار اعضا قرار میگرفت. همین ابتکارها موجب شد هزاران نوجوان و جوان به عضویت کتابخانه درآیند. مدیران آن روزگار بهخوبی دریافته بودند که برای آشتی دادن نسل جوان با فرهنگ، ابتدا باید زبان و علایق او را شناخت.
اما امروز چه خبر است؟
در گفتوگو با تعدادی از دانشآموزان دورههای مختلف تحصیلی، درباره کانونهای فرهنگی شهرستان پرسوجو کردم. نتیجه تأسفبرانگیز بود؛ کمتر از تعداد انگشتان یک دست، شناخت مشخصی از کانونهای فعال نیریز داشتند!
این در حالی است که کانونهای فرهنگی و تربیتی دختران و پسران در نیریز، مشکان و قطرویه فعالیت دارند و کانون پرورش فکری کودک و نوجوان در کوچه روبهروی بانک تجارت نیز از دیگر ظرفیتهای فرهنگی شهرستان است.
البته ممکن است فعالیتهایی در این مجموعههای فرهنگی انجام شود، اما پرسش اینجاست: چرا کمتر دیده میشوند و چرا نوجوانان برای حضور در آنها اشتیاقی نشان نمیدهند؟ یکی از افراد مطلع در گفتوگو با نگارنده، از تبدیل شدن برخی کانونها به حیاط خلوتی برای افرادی سخن گفت که توانایی حضور در کلاس درس را ندارند؛ مجموعههایی که به گفته او، از ایدههای تازه و برنامههای جذاب فاصله گرفتهاند. این نقد، دستکم زنگ هشداری برای بازنگری در عملکرد این مراکز است.
واقعیت این است که نمیتوان با روشهای دیروز، نسل امروز را جذب کرد. نوجوانی که در دنیای دیجیتال زندگی میکند، به برنامههایی متناسب با علایق، نیازها و زبان خودش احتیاج دارد. کانون فرهنگی باید محل کشف استعداد، تجربه، نشاط و خلاقیت باشد، نه صرفاً مکانی برای حضور و گذران وقت.
بد نیست کمی به فکر فرو برویم؛ فرصتی برای بازنگری در نگاه خودمان به نسل زد؛ نسلی که گاهی آن را متفاوت و دور از خود میدانیم. اما آیا پیش از قضاوت درباره این نسل، برای شناخت دنیای او قدمی برداشتهایم؟
ما از آموزش و پرورش سخن میگوییم، اما باید دانست پرورش فقط با نصیحت و توصیه اتفاق نمیافتد؛ گاهی یک توپ فوتبال، یک کتاب جذاب، یک گروه تئاتر و موسیقی یا یک مربی خلاق میتواند مسیر زندگی نوجوانی را تغییر دهد.
شاید نسل زد آنقدرها هم از ما فاصله نگرفته باشد؛ شاید این ماییم که راه ورود به دنیای او را گم کردهایم. پیش از آنکه از بیانگیزگی نوجوانان امروز گلایه کنیم، از خود بپرسیم: آیا هنوز جایی ساختهایم که نوجوانان، پس از تعطیلی مدرسه، با اشتیاق، خانه را به مقصد آن ترک کنند؟