تعداد بازدید: ۳
کد خبر: ۲۷۴۸۳
تاریخ انتشار: ۱۶ آبان ۱۴۰۵ - ۱۹:۰۰ - 2026 07 November

برای ترانه، برای حمید...

ترانه علیدوستی بعضی آدم‌ها وقتی می‌روند، فقط یک صندلی خالی از خود به جا نمی‌گذارند؛ بخشی از خاطرات یک نسل و تکیه‌گاه یک خانواده را هم با خود می‌برند.
نویسنده : محمد جلالی

حمید علیدوستی از همین آدم‌ها بود؛ مردی که در مستطیل سبز خاطره ساخت و در زندگی شخصی، پدری شد که دخترش را به یکی از چهره‌های ماندگار سینمای ایران رساند.

شاید پیش از هر چیز باید از او تشکر کرد؛ برای فوتبالش، برای لحظه‌هایی که با پیراهن تیم ملی به ما هدیه داد و برای ترانه‌ای که به سینمای ایران معرفی کرد.

حمید علیدوستی، مهاجم نامدار فوتبال ایران، در ۲۷ بازی ملی ۱۵ گل به ثمر رساند. اما فوتبال برای او تنها یک حرفه نبود. در گفت‌وگویی از علاقه عمیقش به این ورزش گفته بود: «برای من ذات فوتبال اهمیت دارد. فوتبال یک پدیده است.» مردی که در کنار فوتبال، با کتاب و موسیقی و سینما نیز زندگی می‌کرد.

شاید زیباترین میراث او، ترانه باشد. دختری که پدرش به دلیل علاقه به موسیقی این نام را برایش انتخاب کرده بود. علیدوستی در گفت‌وگویی با تسنیم گفته بود هیچ‌گاه فرزندانش را مجبور به انتخاب مسیری نکرده و همیشه تلاش کرده پشتوانه تصمیم‌هایشان باشد. وقتی ترانه تصمیم گرفت بازیگر شود، او و مادرش از انتخاب دخترشان حمایت کردند.

امین تارخ، ترانه را به رسول صدرعاملی معرفی کرد و حاصل این آشنایی، تولد یکی از استعداد‌های ماندگار سینمای ایران در فیلم «من ترانه ۱۵ سال دارم» بود.

اما خانواده علیدوستی طعم تلخ فقدان را بد چشیدند. سال ۱۳۸۳، هنگامی که ترانه در فیلم «چهارشنبه‌سوری» اصغر فرهادی بازی می‌کرد، برادر نوجوانش «پویان» در حادثه انفجار مواد محترقه جان باخت. ترانه سال‌ها بعد در یادداشتی از آن روز نوشت؛ از خبری که سر صحنه فیلمبرداری به او رسید و کابوسی که همچنان برای خانواده‌اش زنده مانده است؛ و حالا این خانواده بار دیگر عزادار است؛ این بار برای پدری که سال‌ها تکیه‌گاه ترانه بود.

دختری که در «درباره الی» درخشید، در جشنواره‌های جهانی نام ایران را بلندآوازه کرد و در «برادران لیلا» تصویر خواهری ایستاده در برابر دشواری‌های زندگی را به یادگار گذاشت، امروز او سوگوار مردی است که پیش از همه به او ایمان داشت.

حمید علیدوستی رفت، اما پدر‌ها همیشه با رفتنشان تمام نمی‌شوند. گاهی در نگاه فرزندشان، در انتخاب‌هایشان و در تمام لحظه‌هایی که موفق می‌شوند، دوباره متولد می‌شوند.

برای ترانه، برای حمید؛ برای پدری که دیگر نیست، اما رد پایش در تمام زندگی دخترش باقی خواهد ماند.

روحت شاد حمید علیدوستی؛ کاش می‌شد یک بار دیگر، در پایان این بازی ناتمام، دخترت را در آغوش بگیری.

نظر شما
captcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
پربازدیدها