یَی ذرِی دَنونُت درد گرفته، مارُت خو نزده
دستم را گذاشتم روی لُپ بادکردهام و اشکم را پاک کردم.
بیبی نگاهم کرد...
- چته حالا اُووو غوره میگیری. یَی ذرِی دَنونُت درد گرفته، مارُت خو نزده.
دماغم را کشیدم بالا...
- ینی چی بیبی؟ خب درد دارم. از دیشب حتی یه لحظهام نتونستم بخوابم.
- الان میگی برَت چکار کنم؟ عرق نعنا بییَرم؟
نگاهش کردم.
- عرق نعنا بیبی؟ مگه دلم درد میکنه آخه؟
- چوی نَوات، میگن چوی نَوات بری هر دردی خوبه، برم برت چوی نوات بییَرم؟
- وا! نبات که درد دندونمو بدتر میکنه.
- گل گاوزبون، گل گاوزبون دیه خوبه.
- گل گاوزبون برا چی آخه. یه چیزی میگینا.
- نپه درد بِکَش تا چِشُت کور بشه! خو بری چه نِیری درُسُش کنی دختر؟
- چطوری دُرسِش کنم آخه بیبی؟ دیروز رفتم به دکتر نشون دادم میگه عصبکشی بدون روکش میشه پونزده شونزده میلیون، ندارم الان واقعاً.
- نپه مِخی چه خاکی تو سرُت بیریزی؟
- نمیدونم بیبی واقعاً ...
- یی کاری میتونم برت بکنم.
- چیکار بیبی؟
- یی دکتری رِ میشناسم با ننهش آشنا هسم، شاید اگه من برت زبون بذرم، برت قِسّی دُرُس کنه.
- عه؟ راس میگی بیبی؟ خدا خیرتون بده، اینطوری که خیلی خوبه. حالا کیه اون دکتر؟ میشه الان با هم بریم پیشش؟
- نه دیه ایطو خو نیشه.
- چطور؟ چطور نمیشه بیبی؟
- دو تومن میگیرم معرفیت میکنم...
نگاهش کردم...
- وا! بیبی؟
- وا و مرضضض... زِنِّگی خرج دره دختر!