نزهتالملوک بانویی نیکاندیش از خاندان فاتح نیریز
یکی از زنان عفیف و نیکوکار در تاریخ نیریز، نزهتالملوک، دختِ طهارت سیرت مرحوم فتحعلیخان نیریزی است. 
نام وی مریمسلطان و پسنام (لقب) او نزهتالملوک، هر دو بس زیبنده و برازنده اویند. در مبایعهنامهی مکتوب به سال ۱۳۲۶ مهشیدی (قمری) (۱۲۸۶ خورشیدی) نام و لقبِ دخت پاکیزهدامن فتحعلیخان آمده است.
سطرهای نخست این مبایعهنامهی نسبتاً طولانی - که در پایان و هامش (= حاشیه، مقابل متن) آن نقش مُهر نزهتالملوک و در هامش آن عبارات کوتاه و نقش مهر محمدحسن (شیخالاسلام نیریز) دیده میشود- چنین است:
باعث بر تحریر این کلمات شرعیهالدلالات و موجب بر تسطیر این عبارات صداقت علامات ... که نگاشته خامة شریعت ختامه میگردد آن است که در معرض مبایعة خیاریه شرعیه شرطیه، بیرون آورد معظّمه مجلّله مخدّره مستورة ابهت و جلالت دستگاه، شوکت و عظمت جایگاه، شمس فلک عصمت و حیا و کوکب فروزندة آسمان عفّت و بزرگی وعلا، عالیة متعالیه مریم سلطان خانم، الملقبّه به نزهتالملوک اصاله عننفسها و وکالهً ثابتهً عن اخیها و هو ... ذیشوکت و شأن جلالت نشان، مقربالخاقان، معتمدالسلطان امیرعلی خان (۱)، دامَ مَجدُهُ، تمامی و جملگی ده سهم کامل که یک دانگ تمام باشد از جملة شصت سهم که ششدانگ بوده باشد از مزرعه و قنات مدعوة به نصیرآباد با مثل آن از مزرعه خیرآباد که جزء مزرعة موصوفه و فعلاً یک مزرعه است به انضمام اراضی و صحاری و کشتخوانات و...» (۲)
زادروز و زادسال نزهت الملوک و همچنین میزان تحصیلات وی معلوم نیست، اما به ظاهر در روزگاری که بیشتر زنان از خواندن و نوشتن بیبهره بودهاند، وی از خواندن ونوشتن بهرهای داشته، هرچند سندی در این باره در دست نیست.
گفتهها حکایت از این دارند که در اوان جوانی بین معینالاسلام فرزند شیخالاسلام شهاب نیریزی و نزهتالملوک، دلبستگیهایی بوده است، اما سرنوشت چنین خواسته بود که دُخت فتحعلیخان به همسری مسعودالدوله فرزند آصفالدوله، حاکم فارس و خراسان (رجوع شود به: والیان و استانداران فارس بین دو انقلاب، ج ۱، ۱۶۳-۱۸۰) که همسری تهرانی نیز داشته است، در آید.
سرکار آذردخت احمدیپور (۳)، همسرشادروان هوشنگخان فاتح، دربارهی چگونگی آشنایی و پیوند مسعودالدوله با نزهتالملوک، به نگارنده گفتند که:
آصفالدوله در سفری از کرمان به فارس از نیریز میگذشت برای استراحتی به خانهی فتحعلی خان میآید. در این درنگ و استراحت کوتاه، مسعودالدوله که همسفر پدر بود، دلبستهی دختِ فتحعلیخان که مهمانان را پذیرایی میکند، میشود و این دریچه و آغازی برای پیوند این دو بود.
از پیوند مسعودالدوله و نزهتالملوک تنها یک دختر بهنام معصومه خانم (۴) به یادگار مانده است.

نزهتالملوک در تربیت یگانه دخت خود، سعی فراوانی داشت. وی بنا به مقتضیات و نیاز روزگار، برای دخت خود معلم انگلیسی سرخانه گرفت و جز زمینه سازی ادب درس، ادب نفس را به نیز به دلبند خود به نیکی آموخت؛ اسناد بسیاری در دست است که فرهنگ دوستی و نیکوکاری دخت یگانهی نزهت الملوک را نشان میدهند. سند زیر، در شمار یکی از این اسناد است:
وزارت فرهنگ
ادارة فرهنگ شهرستان فسا
گزارش تقدیم به مقام عالی وزارت
محترماً بهعرض میرساند، اهالی نیریز با اظهار علاقه مصرانه، تقاضای افتتاح دوره دوم دبیرستان دارند و رونوشت مورخ ۱۷/۶/۳۶ بانو معصومه فاتح که به پیوست تقدیم میشود؛ و ضمن آن، تعهد پرداخت فوقالعادهیی معادل سالیانه سیهزار ریال به دبیرانی که حاضر به انجام وظیفه به نیریز باشند نموده که نمونهئی از علاقهمندی این بانو به توسعة فرهنگ محل میباشد. برای اینکه به تقاضای این بانوی فرهنگ دوست و سایر اهالی جواب مثبت داده شود از مقام معظم وزارت استدعا دارد به منظور اعزام یک نفر لیسانسیه زبان انگلیسی و یک نفر لیسانسیه طبیعی یا فیزیک امریه عالی شرف صدور یابد تا با کمک یک نفر لیسانسیه شیمی محلی که داوطلب استخدام آنجاست ترتیب افتتاح کلاس چهارم طبیعی در آن محل داده شود.
رئیس فرهنگ شهرستان فسا- ابطحی (۵)
افزون بر این، معصومه خانم به دانشآموزان بیبضاعت نیز یاری میرسانده است. در سندی که برای نخستین بار اینجا منتشر میشود، بانوی نیکآفرین ما مبلغ ۵ هزار ریال هدیه میدهند تا برای دانشآموزان مستمند و بینوا، تنپوش تهیه شود. فرماندار وقت نیریز از این بابت قدردان و سپاسمند معصومه خانم میشود.
متن سند:
وزارش کشور
استانداری فارس
فرمانداری شهرستان نیریز
تاریخ ۷/۹/۱۳۴۶
سرکار بانومعصومه فاتح مُدَّ عِزّه (ظاهراً عزّها درست است)
از این که با وجود کسالتی که دارید و آرزومندم کسالت شما که در شهر نیریز وجود شایسته و مغتنمی میباشید هرچه زودتر برطرف شود مانند همیشه که در امور خیر پیشقدم بودهاید در مورد تأمین لباس دانشآموزان بیبضاعت با اهداء پنج هزار ریال مراتب خیرخواهی خود را تجدید فرمودهاید لزوماً با نام فرمانداری و شورای جشنهای فرخنده ... تشکر میکنم، البته مراتب به مقامات مربوطه منعکس خواهد شد و صمیمانه سلامت سرکار عالی را از درگاه خداوند متعال خواستارم.
با عرض سلام و تجدید ارادت قلبی
فرماندار و رئیس شورای جشنهای. نیریز
مجید مبین
سند زیر شاهد راستین دیگری برای فرهنگدوستی بانوی فرزانه نیریز، معصومه خانم است:
وزارت آموزش و پرورش
اداره آموزش و پرورش شهرستان نیریز
مقام محترم مدیریت کل آموزش و پرورش استان فارس.
چون طبق درخواست این اداره بانومعصومه فاتح که یکی از بانوان خیر و نیکوکار این شهرستان استیک قطعه زمین محصور معروف به کاروانسرای کهنه واقع در کوی بازار نزدیک خیابان به انضمام دو باب دکان متصل بهم پلاک شماره ۱۵۳۹ و ۱۵۳۷ و ۱۵۳۸ به مساحت تقریبی ۱۵۰۰ متر مربع که ارزش تقریبی آن بالغ بر ۵۰۰.۰۰۰ ریال است به موجب سند رسمی شماره ۲۳۷۰-۳۱/۲/۴۷ جهت استفاده از آن برای ساختمانهای فرهنگی مجاناً و بلاعوض به این اداره واگذار نمودهاند. خواهشمند است مقرر فرمایند از این اقدام نیکوکارانه و فرهنگ دوستی ایشان به نحو مقتضی تقدیر و تشویق به عمل آید.
رئیس اداره آموزش و پرورش شهرستان نیریز - مجدی
۲۹۱۸،
۲۰/۳/۴۷
رونوشت جهت اطلاع به سرکار بانو معصومه فاتح تقدیم و به استحضار میرساند که این اداره از این گونه کمکها و مساعدتهای سرکار کمال امتنان را داشته و از مراتب فرهنگدوستی شما سپاسگزاری مینماید.
رئیس اداره آموزش و پرورش شهرستان نیریز - مجدی
زندگی و مرگ نزهت الملوک در اشعار معاصران وی بازتاب یافته است. سیدمحمدحسن شیخالاسلام و شاعر ارزندهی نیریز متخلص به شهاب در شعری که در دیوان چاپی وی نیست (۶) و ظاهراً تصویر آن در اختیار مرحوم حاج سیدحسن فقیه بوده، دخت فتحعلیخان را ستوده است. مرحوم سیدحسن فقیه، از این چامه استنساخ و رونوشت خود را، که تصویر آن را در پایان این جستار میبینید، به خانوادهی فاتح پیشکش کرده است.
متأسفانه، رونوشت مرحوم فقیه، دچار پارهای لغزشها در ضبط واژههاست و بنده در فقدان اصل یا تصویر اصل چامه امکان تصحیح همة ابیات را نیافت و تصحیحاتی که شده قیاسی است، امید که خانوادهی مرحوم فقیه یا کسانی که دستنوشته یا تصویری از این چامه یا اشعار دیگر شهاب دارند، آن را به رسم امانت در اختیار ما بگذارند تا در تحقیقاتِ بنده با قید نام آنها مورد بهره قرار گیرد.
چکامه شهاب چنین است:
بسم ا... الرحمن الرحیم
مدیحهای از مرحوم شیخالاسلام سیداشرف نیریزی از [ظ: در مورد]سرکار علیّه خانم نزهت الملوک نیریزی
حضرت نزهتالملوک (۷)ای رشک ماه و آفتاب
آفتاب و ماه رفت از رای و رویت در حجاب
در حریم احترامت، لنگ پای آسمان
در خیام احتشامت، بسته چشم آفتاب
ماهِ پوران دختفر (۸) گلروی نسرین نوش (۹)بر
مهر ارزیتون (۱۰) نظر، خوشخوی منظر همچو آب
نیکخو نوشابهبو (۱۱) بیدخترو (۱۲) سیندختمو (۱۳)
پاکدل سودابه (۱۴) گِل (۱۵) قیدافه (۱۶) ظِل پورک (۱۷) خطاب.
چون پرینوشت (۱۸) دو صد مشاطه و گیسوطراز.
چون پری دختت (۱۹) دو صد غمخواره و صورتسحاب (۲۰)
کرده بر اندامِ چهرآزاد (۲۱) فرهنگت وشاح (۲۲)
بسته بر رخسار شیرین فرنگیست (۲۳) نقاب
نیکخواهانت هزاران، چون جریره (۲۴) در وثاق (۲۵)
پردهدارانت فراوان، چون منیژه (۲۶) در عتاب
ارنواز (۲۷) ار بُود بُود از خدمت تو بهرهور
شهرناز (۲۸) ار بُود [بُوَد]از رأفت تو بهرهیاب
در برت دارد کتایون (۲۹) دست خجلت بر عذار
بر درت بنده فرانک (۳۰) گوی خدمت بر قطاب (۳۱)
هر کسی از لطف انعام تو گشته شادکام
هر کسی از خلعت لطف تو گشته شادباب
غیرصدر ممتحن محروم از الطاف تو [نیست]کیست بیبهره زِ انعام عطایت جز شهاب
خلعتش این است عذر آری و خواهی معذرت
وز بروج منقلب از دور چرخ از انقلاب
من نیم شاکی از این عذرت بغیر آنکسی [؟]از عطا و خلعتت این بار سازی کامیاب
دانم اینبار از عنایت برفشانی از عطا
هم بخرمن زرساو (۳۲) [و]هم بدامن مشک ناب
باد تا گردون بُوَد دورت همه فرّخبهار
باد تا دوران بُوَد عهدت همه عهد شباب
از مسیر چرخ گردد راستکارت زآسمان
از ستیز کوکب از دوران بختت ماهتاب [؟]طالعت دائم بود مقرون ماه و مشتری
بختِ میمونِ همایون همچو ماه و آفتاب
طالعت فیروزه باد از دَور این فیروزهچرخ
روز میمون لب همایون جام گلگون با شراب
اندرین ایّام بهجت کثرت نزهت نصیب
واندرین هنگام راحت پرورت عشرت نصاب (۳۳)
سیدحسن فقیه ۲۰/۱/۷۳
درگذشت دختِ فرزانه فتحعلیخان در زادبومش نبوده و خاکجای وی در نیریز نیست. در سال ۱۳۴۹ مهشیدی (= ۱۳۰۹ خورشیدی) نزهتالملوک به آهنگگزاردن آیین حج و زیارت تربت معطر فرزند فاطمه (ع)، با اجسادی که دخمه شده بودند، رهسپار نینوا میشود و پس از زیارت خاکجای سالار شهیدان، به حجاز میرود؛ پس از گزاردن مناسک حج باز به کربلا میآید که در آنجا بیمار میگردد و در کنار تربت نَزه و پاکِ حسینبن علی (ع) آرامشی جاودانه مییابد. آموزگار بزرگ چتر مهربانی و رحمتش را بر سر ما و همهی رفتگان خاک بگستراند! آمین.
عمان نیریزی شاعر ماده تاریخ زیر را در وفات پاکدخت فتحعلیخان سروده است:
هُو
تاریخ وفات علیا مخدّرهخانم نزهتالملوک طَیّبَا... مضجَعها.
چون خانم نزهتالملوک آنک (۳۴)
بُد بانوی بانوان دنیا
با پاکی طینت و عقیدت
شد راهسپار ملک عُقبی
اوّل به طواف خانة حق
احرام ببست و شد به بطحا
از بعد اداء امر واجب
شد زائر عارج او ادنی (۳۵)
هم باقر و مجتبی و صادق
هم عابد و هم بتول عذرا (۳۶)
بنمود زیارت و دوباره
شد ساجد آستان موسی (۳۷)
آنجا دو سه مه نمود اقامت.
چون بود عقیدهمند اخری.
از روضهی شاه هفتمین زد
در هشت بهشتِ جاودان پا
هم روح مطهرش به جاوید
در جنّت عدن یافت مأوا
هم دفن به حائر (۳۸) حسین شد
با همّت عالی مُعلّی
ثبت است به دفتر شهیدان
هر کس که غریب مُرد و تنها (۳۹)
آن گوهر ناب اگر شد از دست
یکتا گهری ا ز اوست برجا (۴۰)
هرگز صدف شرف نیارد.
چون او به زمانه درّ یکتا
عُمان بنمود عارفانه
تاریخ وی از مَلَک تمنّا
سرداد مَلَک دوبار و بسرود.
«مریم شده همنشین بزهرا» (۴۱)
این چامه به تسلیت بگفتیم
چونانکه بُوَد وظیفة ما
بادا سر فاتحی سلامت
تا مهر و مهند نور بخشا (۴۲)
۴۰+ با ۴۰+۱۲۶۹ = با ۱۳۴۹
پینوشتها
۱- امیرعلیخان برادر ناتنی نزهتالملوک است. فتحعلیخان همسری اهل قطرویه نیز داشته که امیرعلی خان از اوست. (با سپاس فراوان از سرکار خانم آذردخت احمدیپور)
۲- با سپاس بسیار از امامجمعهی فقید، زندهیاد آیتا... سیدمحمدفقیه رحمتالله علیه، که سند مزبور را در اختیار نگارنده گذاشت.
۳- هنگامی که نگارنده در سال ۱۳۹۰، سرگرم پژوهش در زندگی مرحوم نزهتالملوک بود، آذردخت احمدیپور رفسنجانی در قید حیات بودند و من یک دو بار توفیق زیارت و همسخنی با ایشان را یافتم.
زنده و جاودانهیاد و نام، بانو آذردخت احمدیپور زادهی ۱۳۱۶ فرزند مرحوم یدالله است. آذر به همسری شادروان هوشنگ خان فاتح در آمد و صاحب فرزندانی به اسامی: مرحوم فریده، مرحوم فریبا، شعله، نیلوفر، فرح و شهرام شدند. مرحوم آذردخت در تاریخ ۸/۱۰/۱۴۰۰ پس از ۸۴ سال زندگی در این سرای سپنجی غدّار بدرود زندگی گفت و در صحن امامزادگان آرمید.
گذشت و شکیبایی و تحمل دشواریها و نامردمیهای زمانه، مهرورزی و مهماننوازی و مردمداری از ویژگیهای بارز آن بانوی نیکاندیش و ستودهخصال بوده است. خاک بر او خوش و فردوس آرامش جایگاه جاودانه او باد. (با سپاس از بانو فرح فاتح و همسرشان آقای حمید دهقانی)
۴- معصومه خانم (۱۲۸۶-۱۳۵۱ خورشیدی). نخستین کسی که چند سال پیش از معصومه خانم یادی به میان آورد دوست ما آقای سید ضیاءالله طغرایی است. وی در نوشتاری با عنوان «خاطرهای از ۶۶ سال پیش، نهر خروشان شادابخت نزدیک آرامگاه خواجه احمد انصاری»، چاپ شده در هفتهنامه نیریزان فارس شمارهی ۳۵۶ مورخ ۳/۸/۱۴۰۰، از مرحوم معصومه خانم و باغ او موسوم به باغ نجفآباد یاد کرده است. بعد از آقای طغرایی، نگارنده در نوشتاری با عنوان: «نقش زندهیاد معصومه فاتح در گسترش فرهنگ آموزش و پرورش نیریز» مندرج در همان هفتهنامه به شماره ۳۶۴ مورخ ۲۸/۹/۱۴۰۰ باختصار به زندگی آن بانوی نیکاندیش پرداخت و دو سند را که نمایانگر علاقه و عشق معصومه خانم به فرهنگ و توسعه آموزش و پرورش نیریز است، منتشر نمود. در نوشتار حاضر، دو سند دیگر که فقیرنوازی و فرهنگدوستی معصومه خانم را آشکارتر میسازد، منتشر میشود.
۵- با سپاس فراوان از سرکارخانم فاطمه فاتح، دختِ ارجمند معاونالدیوان. مرحوم معصومه فاتح، مادر و نزهتالملوک، مادربزرگِ مادری معظملها است.
۶- البته این تنها چامهای نیست که در دیوان شهاب نیامده بلکه اشعار دیگری نیز هست که در دیوان چاپی دیده نمیشود. پارهای از این دست اشعار را دوست نازنین ما جناب استاد دکتر سیدحمیدرضا اشرفزاده نتیجه شهاب که دیوان شهاب به کوشش ایشان، جناب سیدابوالحسن طغرایی ادیب و شاعر و مرحوم محمد باقر اشرفزاده چاپ شده، به ضمیمة اسنادی غیر شعر در اختیار بنده نهاده است که در اینجا از معظمله بیکرانه سپاس میگزارم. همچنین است مادهی تاریخی در بنای گرمابهی حاجی میرزا عبدالحسینخان در استهبان که دوست صمیمی ما محمدرضا آلابراهیم پژوهشگر و داستاننویس، در کتاب «آثار باستانی، اماکن مذهبی وگردشگاهها در استهبان» نشر داده است. فروتنانه سپاسدار معظّمله که اثر فوق را در اختیار نگارنده نهاده هستم.
۷- بخوانید: «حضرت نُزهَتمُلُکوک» تا آهنگ مصراع حفظ شود. وزن چامه: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن است.
۸- پوراندخت: به روایت شاهنامه وی دختر خسروپرویز بن هرمز بن انوشیروان و ملکه ایران پس از قتل شهریار و پیش از آزرمیدخت و پادشاهی او هجدهماه بوده است... او بیستو پنجمین شاه از شاهان ساسانی است. (لغتنامه)
۹- نسریننوش: نام دختر پادشاه سقلاب روم است که در حبالهی نکاح بهرامگور بود. (برهان قاطع)
۱۰- متن: مهر او زیتون. اَرزَیتون: نام دختر پادشاه مغرب است که در حبالهی بهرام گور بود. (برهان قاطع)
۱۱- نوشابه. نام زنی است که پادشاه ملکهی بردع بوده، نام ملکهی بردع که سکندر به لباس رسولان پیش او رفته بود. نظامی میفرماید:
چو از مرغ و ماهی تهی کرد جای
به نوشابهی بردع آورد رای
(لغتنامهی دهخدا)
۱۲-بیدخت: زنی زیبا که هاروت و ماروت فریفته او شدند (معین)
۱۳- متن: بیدخت روئیندخت مو. تصحیح آن به «بیدخت رو، سین دختمو، قیاسی است.
سیندخت: نام زن مهرابشاه، والی کابل است که مادر رودابه جد مادری رستم باشد (برهان)
۱۴- سودابه: نام دختر پادشاه هاماوران است که زن کیکاووس باشد (برهان)
۱۵- گِل: خلقت (لغتنامه). در واژه «خوشگل» دیده میشود، به معنی چهره.
۱۶- قیدافه: نام زنی بوده حاکم بردع و آن به نوشابه مشهور است، طبق روایات ملکه اندلس و معاصر اسکندر بود (لغتنامه دهخدا)
۱۷- پورک: نام دختر پور (فور) رایِ (= پادشاه) قنوج که در حبالهی بهرامگور بود و او را فورک نیز گویند (لغتنامه)
۱۸- پرینوش:؟
۱۹- پریدخت: نام دختر پادشاه چین است که سام پسر نریمان عاشق او شد و زال پدر رستم از او زاد (لغتنامه)
۲۰- در درستی ضبطِ «صورت سحاب» مردد و گمانمندم.
۲۱- چهرآزاد= چهرزاد: لقب همای دختر بهمن (فرهنگنامهای شاهنامه)
۲۲- وشاح: دوالی پهن و مرصع به جواهر رنگارنگ که زنان آن را از دوش تا به تهیگاه اندازند. (معین)
۲۳- فرنگیس: نام دختر افراسیاب است و او در عقد نکاح سیاوش بود و کیخسرو پسر اوست (برهان). در این بیت فرهنگ و شیرین نیز نام زنان است. فرهنگ: نام مادر کیکاووس و شیرین معشوق خسروپرویز.
۲۴- جریره: یکی از دخترانِ پیران سپهسالار تورانی. وی همسر سیاوش و مادر فرود است.
۲۵- وثاق: اطاق، خانه (معین)
۲۶- منیژه: نام دختر افراسیاب باشد و بیژن پسر گیو به او عاشق بود. (برهان)
۲۷- متن: در نواز. ارنواز: نام یکی از دو دختر جمشید
۲۸- شهرناز: نام دختر جمشید. فردوسی فرماید: ز پوشیده رویان یکی شهرناز / دگر پاکدامن به نام ارنواز
۲۹- کتایون: نام دختر قیصر روم که زن گشتاسب بوده و اسفندیار از اوست.
۳۰- فرانک: مادر فریدون و زن آبتین.
۳۱- قطاب: جَیب، گریبان جامه (معین). گوی: تکمه.
۳۲- ساو: طلای خالصی که شکسته و ریزهریزه شده، برادهی زر (معین)
۳۳- با سپاس بسیار از سرکار خانم فاطمه فاتح که این چامه را برای بنده ارسال فرمودند.
۳۴- بخوانید: نُزهَتُلمُلُوکانک؛ قطعه در وزنِ: مفعول مفاعلن فعولن» ریخته شده است. یعنی: نزهتالملوک آنکسی که، ...
۳۵- عارج أوادنی: پیامبر اسلام در قرآن (آیه ۹ سوره نجم) آمده است: فکان قاب قوسین أوادنی.
۳۶- اشارهای است به خاکجای پیشوایان شیعی: امام محمدباقر (ع)، امام حسن مجتبی (ع) و امام جعفر صادق (ع) و امام سجاد (ع)، فاطمه زهرا (س) در قبرستان بقیع در مدینه.
۳۷- موسی: موسیبن جعفر (ع)، هفتمین پیشوای شیعیان
۳۸- حائر: کربلا یا موضعی به کربلا در ساحل نهر حسینی، شعبهی فرات که روضهی حسینبنعلی، علیهماالسلام، بدانجاست (لغتنامه)
۳۹- اشاره است به حدیث: مَن ماتَ غریباً ماتَ شهیداً (شرح فارسی شهاب الاخبار، ۱۴۶)
۴۰- اشاره دارد به یگانه دختِ مرحوم نزهتالملوک، معصومهی فاتح همسر مرحوم معاونالدیوان و مام سرکارخانم فاطمه فاتح.
۴۱- ارزش عددی حرف اول یا سرِ واژهی «ملک»، «م» در شمار ابجدی ۴۰ است که دو بار آن ۸۰ میشود. ارزش عددی حروف واژههای مصرع دوم ۱۲۶۹ است که با افزودن ۸۰ بدان، ۱۳۴۹ به دست میآید و این، سالِ درگذشت نزهتالملوک با مبدأ هجری مهشیدی (قمری) است. ۱۳۱۰ برابر هجری خورشیدی آن است.
۴۲- با سپاس دیگر از سرکار خانم آذردخت احمدیپور که این قطعه را در اختیار نگارنده گذاشت.
در سال ۱۳۹۴ دیوان عمان به تصحیح نگارنده به وسیله انتشارات نوید منتشر شد که این قطعه در صفحات ۱۱۷- ۱۱۸ آن آمده است.
سپاسگزاری:
این مقاله در ابتدا در سال ۱۳۹۱ نگارش یافت و در هفتهنامه عصر نیریز به چاپ رسید. اکنون در تکمیل و بازچاپ آن دوستان زیر با روی گشاده و سخاوتمندانه به من یاری رساندند. برای آنان که به خاک پیوستهاند، آمرزش خداوند و برای دیگران تندرستی، شادمانی، عزّت و طول عمر آرزو میکنم. آقایان:مصطفی بهرامی، محسن دهقانی، حمید دهقانی، حسین رهبر، و مرحوم زندهیادآیتاله سید محمد فقیه (امام جمعه فقید) و خانمها:فاطمه فاتح، فرح فاتح، مرحوم شادروان آذردخت احمدیپور رفسنجانی.