تعداد بازدید: ۳۵۲
کد خبر: ۲۶۸۰۵
تاریخ انتشار: ۱۱ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۶:۰۵ - 2026 02 August
سرمقاله

نیما تکیدو؛ وقتی جامعه فرزندانش را نمی‌شناسد!!

نیما تکیدو
نویسنده : محمد جلالی/ دبیر گزارش

گاهی یک ازدحام چند هزار نفری کافی است تا جامعه با تعجب بپرسد: «این آدم کیست؟»

پاسخ، اما شاید آن‌قدر‌ها هم مهم نباشد. مهم‌تر این است که چرا هزاران نوجوان او را می‌شناسند و هزاران بزرگسال حتی نامش را هم نشنیده‌اند.

ماجرای «نیما تکیدو»، از گردهمایی پرحاشیه هوادارانش تا واکنش رسانه‌ها و محدودیت‌هایی که پس از آن برای فعالیتش ایجاد شد، بیش از آنکه داستان یک فعال یوتیوبی باشد، آینه‌ای از شکافی است که سال‌هاست میان نسل‌ها شکل گرفته و هر روز عمیق‌تر می‌شود.

نسل‌های قبل، با رسانه‌هایی مشترک بزرگ شدند. تلویزیون، روزنامه و رادیو، قهرمان‌های یکسانی می‌ساختند. اگر خواننده‌ای مشهور می‌شد یا بازیگری محبوب، تقریباً همه او را می‌شناختند. اما امروز هر تلفن همراه، یک رسانه مستقل است و هر الگوریتم، جهانی متفاوت می‌سازد. نوجوان امروز ممکن است ساعت‌ها با تولیدکننده محتوایی زندگی کند که پدر و مادرش حتی یک‌بار هم نام او را نشنیده‌اند.

نیما تکیدو محصول همین جهان است؛ جهانی که نه در خیابان شکل می‌گیرد و نه در قاب تلویزیون. او را می‌توان دوست داشت یا نقد کرد، اما نمی‌توان انکارش کرد. محبوبیت او حاصل یک تغییر فرهنگی است، نه یک اتفاق مقطعی.

اشتباه از جایی آغاز می‌شود که هر پدیده نو، پیش از آنکه شناخته شود، قضاوت می‌شود. بسیاری از بزرگ‌تر‌ها هنوز تصور می‌کنند فضای مجازی تنها محلی برای سرگرمی است، در حالی که برای متولدان دهه‌های ۸۰ و ۹۰، این فضا همان جایی است که هویت، دوستی، سلیقه، زبان و حتی رؤیاهایشان در آن شکل می‌گیرد.

این شکاف در شهر‌های کوچک، ملموس‌تر است.

شهری مانند نی‌ریز را تصور کنید. شهری با پیشینه فرهنگی، روابط اجتماعی نزدیک و ساختاری که هنوز بر ارتباط‌های رو در رو استوار است. اما نوجوان نی‌ریزی دیگر فقط شهروند نی‌ریز نیست. او هم‌زمان در یوتیوب، اینستاگرام و شبکه‌های اجتماعی زندگی می‌کند، همان موسیقی را گوش می‌دهد که نوجوان تهرانی می‌شنود، همان ویدئو‌ها را می‌بیند و همان چهره‌ها را دنبال می‌کند. فاصله جغرافیایی از بین رفته، اما فاصله نسلی بیشتر شده است.

مشکل دقیقاً از همین‌جا آغاز می‌شود. بسیاری از خانواده‌ها، مدارس و حتی نهاد‌های فرهنگی شهر‌های کوچک، هنوز با نوجوانی روبه‌رو هستند که گویی متعلق به بیست سال پیش است، در حالی که او در جهانی کاملاً متفاوت نفس می‌کشد. نتیجه، گفت‌وگویی است که هیچ‌وقت آغاز نمی‌شود؛ چون دو طرف، زبان یکدیگر را نمی‌فهمند.

شناختن افرادی مانند نیما تکیدو، به معنای تأیید یا الگوسازی از آنها نیست. همان‌گونه که شناخت موسیقی یک نسل، الزاماً به معنای علاقه داشتن به آن نیست. شناخت، نخستین قدم برای گفت‌و‌گو است و جامعه‌ای که نسل جوانش را نشناسد، دیر یا زود توان گفت‌و‌گو با آینده خود را از دست خواهد داد.

شاید وقت آن رسیده باشد که به جای پرسیدن «این‌ها چه کسانی هستند؟»، سؤال مهم‌تری مطرح کنیم. چرا نسلی که قرار است آینده این کشور را بسازد، در ذهن بسیاری از تصمیم‌گیران، هنوز ناشناخته است؟

شهر‌هایی مانند نی‌ریز بیش از هر زمان دیگری به پلی میان تجربه نسل‌های گذشته و واقعیت نسل امروز نیاز دارند. این پل نه با حذف پدیده‌های جدید ساخته می‌شود و نه با نادیده گرفتن آنها. نخست باید پذیرفت که جهان تغییر کرده است.

نسل جدید منتظر نیست تا ما او را کشف کنیم. او مدت‌هاست مسیر خود را پیدا کرده است. این ما هستیم که باید تصمیم بگیریم می‌خواهیم همراه این مسیر حرکت کنیم یا سال‌ها بعد، دوباره با تعجب بپرسیم: «اصلاً این آدم کیست؟»

نظر شما
captcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
پربازدیدها