شعردونی
خرابش کردند
خاک این خطه طلا بود خرابش کردند
اندکی آب و هوا بود خرابش کردند
ما که با نو شدن شهر مخالف بودیم
شهر ما خانه ما بود خرابش کردند
هدف میکده و کعبه و بتخانه یکیست
هر کجا راه خدا بود خرابش کردند
مردم مصر همه عاشق یوسف بودند
یکی انگشت نما بود خرابش کردند
پدرم روضه رضوان به دو گندم نفروخت
عضو هیئت امنا بود خرابش کردندایها الناس نسنجیده قضاوت نکنید
شیخ هم مثل شما بود، خرابش کردند
نظر شما