مگرخانمها اسم ندارند؟
شاید از این سؤال تعجب کنید. به عبارتهای زیر توجه کنید:
- مادر بچهها
- ننهی بچهها
- بندهی خدا
- بچههای ما
-مادر احمد، حسن، تقی، نقی و...
یکی دو نسل پیش چه در شهرهای کوچک و چه بزرگ، شوهر در منزل وقتی میخواست صدای همسرش بزند او را با نام پسر بزرگش صدا میزد مثلاً: رضا، اصغر، کریم، جواد و...؟!
همسایهها و اقوام هم هنوز وقتی تلفن میزنند و با مادر خانواده کار دارند اگر پدر خانواده گوشی را بردارد میپرسند: مادر زهرا هستند؟ مامان لیلا هستند؟ ننه اکبر آقا هستند؟
به راستی در مکالمات روزمره چقدر مادر خانواده را با اسم خودش صدا میزنیم؟ مگر اسم ندارد؟ چرا وقتی با مادر خانواده، اقوام، دوستان و همسایگان کار داریم و پدر گوشی را برمیدارد میپرسیم: مامان نازی خانم هستند؟ در سطح سنتی میپرسیم: ننهی بچهها هستند؟ حاجیه خانم تشریف دارند؟
مثالهای زیادی در این زمینه وجود دارد. آیا هیچگاه به این مسئله فکر کردهایم که چرا خانمها را با نام خودشان صدا نمیزنیم؟ به این اندیشیدهایم که وقتی میگوییم مادر لیلا رفته مسافرت یا منزل نیست، شخصیت مادر را ناشی از دخترش لیلا میدانیم؟ یعنی اصالت ندادن به مادر. اصالت فرزند به مادر است یا اصالت مادر به فرزند؟!
نادیده گرفتن یا کم گرفتن اصالت خانمها ریشههای تاریخی، مردم شناختی و جامعه شناختی دارد. پدیده ناموسپرستی پدیدهای اخلاقی و قابل ستایش است، اما نه به قیمت حذف حق اجتماعی زن. داشتن نام مستقل، حق هر مرد و زن و پسر و دختری است. آیا ناموس پرستی و رعایت حریم زن و دختر باید منجر به ضایع کردن حق بارز اجتماعی خانمها شود؟
آیا پیامبر اسلام و پیامبران قبل از ایشان همسرانشان را با نام فرزند و عناوینی که در بالا آورده شد صدا میزدند؟ مگر پیامبر در ملأ عام دستان فاطمه را نمیبوسید؟ مگر حضرت فاطمه پس از رحلت پدرش برای دفاع از حق خودش به مسجد مدینه نرفت و علناً جلو جمع زنان و مردان در حضور خلیفه، آن سخنرانی تاریخی را ایراد نکرد؟ مگر در ماجرای کربلا حضرت زینب دختر امام علی و خواهر امام حسین (درود خدابرآنها) درحال اسارت در حضور مردم کوفه سخنرانی تاریخی نکرد؟ متأسفانه برخی آداب و رسوم و سنتهای جاهلی به تدریج پس از رحلت پیامبر آرام آرام زن را پردهنشین و خانهنشین کرد به حدی که صدا زدن زن با نام خودش نوعی ناهنجاری، زشتی و سرشکستگی تلقی شد. با مسلمان شدن ایرانیان، برخی آداب و رسوم مسلمانان فاتح به فرهنگ ایرانی افزوده شد و مسئله را پیچیدهتر کرد. به یاد دارم تا چند سال پیش افراد متشخص وقتی میخواستند بگویند: «دختر من» میگفتند: «صبیه بنده» یعنی واژه عربی به کار میبردند.
اخیراً جناب حجتالاسلام دکتر حسین سروش دینپژوه و امام جماعت مجتمع فرهنگی هنری کوثر نور در سخنرانیشان به این مسئله انتقاد کردند و گفتند: مگر خانمها اسم ندارند که از عناوینی، چون حاجی خانم استفاده میکنید. این که یک روحانی این مسئله را علنی مطرح کرد برآن شدم تا در روزنامه هم به آن بپردازم.
همین جا به نکتهای دیگر اشاره کنم که آن را از غرب گرفتهایم و ربطی به ایرانیت و اسلامیت ما ندارد و آن این که وقتی دختری ازدواج میکند او را با نام خانوادگی شوهرش صدا میزنیم. انگار این خانم دختر، نه خانوادهای داشته و نه پدری و نه مادری؟!
روی سنگ نوشته قبر هم متوفی را فرزند پدرش معرفی میکنیم و مثلاً مینویسیم: سوسن افخمزاده فرزند تقی. مگر خدا بیامرزِ سوسن، مادر نداشته؟! چه اشکال دارد نام مادر متوفی هم همراه نام پدرش روی سنگ قبر حک شود؟ درست است ما ایرانیان پدرتبار بوده و هستیم و در اسناد اداری، آموزشی و ... مشخصات پدر آورده میشود، اما در محاورات و نگارش سنگ قبر بجاست که نام مادر هم آورده شود، مادری که عمری را صرف زادن و پروردن متوفی کرده. در ادعا میگوییم مقام مادر چنین است و چنان، اما در عمل و گفتار روزمره انگار بردن نام مادر کسر شأن است.
شاد و سالم و موفق باشید