فوتبال نیریز با یک چمن به جایی نمیرسد
محسن شفیعی ۴۷ ساله، دارای مدرک کارشناسی ارشد مکانیک، طراح و ناظر تأسیسات پایه یک و بازرس گاز، زاده نیریز است. پدر و مادرش اصالتاً اهل همین شهر بودند و در محله امام مهدی نیز به دنیا آمد. چهار تا پنج سال نخست زندگی را در همان محله گذراند تا اینکه خانوادهاش به محله آبادزردشت و حوالی مسجد امیرالمؤمنین نقل مکان کردند. شفیعی در همان محله بزرگ شد و فوتبال را نیز از زمینهای خاکی همانجا آغاز کرد؛ بازیکنی که بعدها به یکی از مهرههای اصلی تیم آزادی نیریز تبدیل شد. گفتوگویی با وی ترتیب دادهایم که در ادامه میخوانید.
از کودکی، فوتبال را در کوچهها و زمینهای خاکی شروع کردم. اولین زمین خاکی ما کنار محل تأمین اجتماعی فعلی بود. در همان ۹ یا ۱۰ سالگی شور و شوق زیادی برای بازی داشتیم؛ حتی با چوب برای زمین دروازه درست میکردیم و با افرادی مانند جواد رضازاده، مرحوم رضا علیبخش، حسین زمانی و برادر بزرگترم حسین در آن زمین بازی میکردیم.
جالب اینجاست که در همان دوران کودکی با بچههای کوچههای دیگر محله آبادزردشت مسابقه میدادیم. وقتی بزرگتر شدیم، در دوران راهنمایی در خیابان سرداران یک زمین خاکی وجود داشت که آنجا هم با بچههای آن محله مسابقه میدادیم.
پنج سال ابتدایی را در مدرسه فرهنگ اسلامی درس خواندم. در کلاس پنجم ابتدایی جذب فوتبال مدارس شدم و فوتبال را به شکل جدیتری ادامه دادم. آن زمان برای مسابقات بین مدارس به استادیوم میرفتیم. یادم هست در همان سالهای اول فوتبال، دروازهبان بودم و برای تیم منتخب شهر هم انتخاب شدم تا برای مسابقات به استان برویم. از مدرسه ما دو نفر انتخاب شده بودند؛ یکی من و دیگری آقای مهدی رهفرسا. اما آن زمان خانواده اجازه ندادند در آن مسابقات شرکت کنم.
اولین تیم رسمی من «هما» از محله آبادزردشت بود که آقای حسین اصالت مربی آن بودند. آن زمان دوم راهنمایی بودم. یک روز برای تماشای فوتبال به استادیوم رفته بودیم که بازیکنان تیم هما کم بودند. آنها روی سکوها را نگاه کردند و، چون پدرم معلم آنها بود و مرا میشناختند، گفتند آقای شفیعی شما بازی میکنید؟ من هم قبول کردم و برایم کارت صادر کردند و گفتند از امروز عضو تیم هستید.
در سال سوم راهنمایی جذب باشگاه خدمات کشاورزی شدم که مربی آن آقای حسین معانی بودند؛ تیمی که همیشه روی ردههای پایه سرمایهگذاری میکرد. در همان زمان در تیم منتخب نوجوانان شهر هم بازی میکردم و برای مسابقات استانی نوجوانان به فیروزآباد رفتیم.
در تیم خدمات بازیکنانی مانند زندهیاد احمد حقخواه، سعید فنون، هادی و سعید صفرپور، سید اسماعیل جلالی، سید مهدی ابطحی و دیگر دوستان حضور داشتند. یک یا دو سال در این تیم بازی کردم و در مسابقات نوجوانان شهر به مقام اول رسیدیم. واقعاً تیم خدمات تیم بسیار خوبی بود و معمولاً با اختلاف قهرمان میشد.
در سال اول یا دوم دبیرستان، حدود سال ۱۳۷۴، به تیم آزادی پیوستم و تا پایان دوران فوتبالم در همین تیم بازی کردم.
در آزادی مربیانی، چون رضا اعیانمنش، مجید البرزی، مهدی اعیانمنش، جعفر تقیزاده و آقای اکبری که مدتی حتی سرمربی تیمهای پایه ملی بودند حضور داشتند. همچنین در کنار پیشکسوتانی، چون مرتضی ربیعی، احمد متقیان، سعید فتاحپور، اکبر شفیعی، حسن فرامرزیان، علی اعراضی، حسین طاهری و مجید البرزی بازی میکردیم.
در کنار اینها بازیکنان جوانی مانند مهدی اعیانمنش، امین رجبی، مهدی منزه، مهدی امینپور، محمدحسین فرشیدی، محسن قانون، ایمان ماجدی، مجتبی دارا، محسن مؤدب، سعید و مهدی زلفی، آرش اکبری و محمد عباسی از جهرم و همچنین آقای دیندارلو از فسا نیز در تیم حضور داشتند.
چه مقامهایی در فوتبال کسب کردید؟
در تیم آزادی در ردههای امید، جوانان و بزرگسالان بازی کردم. در سطح شهرستان تقریباً همیشه قهرمان بودیم. البته در آن زمان تیم شهرداری نیز در رده جوانان تیم بسیار خوبی داشت.
در لیگ استان نیز سالهای زیادی حضور داشتیم. در آن زمان لیگ برتر به شکل امروز وجود نداشت و لیگ دسته یک و دو برگزار میشد. در سالهای ۷۴ و ۷۵ با مربیگری آقای تقیزاده وارد لیگ دسته دو استان شدیم و با کسب مقام، به لیگ دسته یک صعود کردیم.
از سال ۷۴ تا حدود سال ۸۹ یا ۹۰ تقریباً همیشه در لیگهای استان حضور داشتیم؛ چه در لیگ یک، چه لیگ دو و چه لیگ برتر استان. در این سالها مقام قهرمانی لیگ دسته دو، قهرمانی لیگ دسته یک و حتی یک سال مقام سوم لیگ برتر استان را کسب کردیم.
سالهای ۸۱ و ۸۲ به دلیل خدمت سربازی برای مدتی از فوتبال و تیم آزادی جدا شدم، اما در سالهای ۸۳ و ۸۴ دوباره به فوتبال برگشتم. بعد از پایان دوران بازیگری نیز مدتی سرپرست تیم آزادی بودم.
چه کسانی بیشترین نقش را در فوتبالیست شدن شما داشتند؟
خانواده بیشتر دوست داشتند درس بخوانم و پدرم همیشه روی تحصیل تأکید داشت. اما من و برادرم علاقه زیادی به فوتبال داشتیم.
در این میان آقای حسین معانی، مربی تیم خدمات، تأثیر زیادی در زندگی ورزشی من داشتند. همچنین آقای حسن میرغیاثی برای تیم زحمات زیادی میکشیدند. در تیم آزادی هم آقای رضا اعیانمنش بسیار زحمت کشیدند. همچنین باید از زندهیاد فیضآبادی یاد کنم که واقعاً عنوان «پدر ورزش شهرستان» برازنده ایشان بود و دغدغه زیادی برای جذب جوانان به ورزش داشتند.
شرایط فوتبال در سالهایی که شما بازی میکردید از نظر امکانات و انگیزه چگونه بود؟
در دوران ما بیش از هر چیز انگیزه اهمیت داشت. مثل امروز نبود که خانوادهها حمایت ویژهای از فرزندانشان برای ورزش داشته باشند. امکانات آن زمان با امروز قابل مقایسه نیست؛ فاصله زمین تا آسمان است. ما فقط یک زمین خاکی داشتیم، جیبهای کمپول و امکانات بسیار محدود.
در آن زمان پول نقش چندانی در فوتبال نداشت. یادم هست گاهی میگفتند برای بازیکنان تیم آزادی هزینههای زیادی میشود، در حالی که من شخصاً هیچگاه در قبال فوتبال پولی دریافت نکردم. تنها امکاناتی که باشگاه در اختیارمان میگذاشت کفش، گرمکن و ساک ورزشی بود. همین و بس. اما امروز بسیاری از فوتبالیستها به محض اینکه کمی مطرح میشوند، بحث قرارداد و مسائل مالی را مطرح میکنند.
به نظر شما چگونه میتوان دوباره جوانان را جذب فوتبال کرد؟
آن زمان فضای مجازی به این شکل گسترده وجود نداشت. از طرفی در سالهای اخیر نیز در فوتبال شهرستان سهلانگاریهایی صورت گرفته است. اکنون مدتهاست که در سطح شهر مسابقات جدی برگزار نمیشود. وقتی یک یا دو سال هیچ مسابقهای برگزار نشود، طبیعی است که جمع کردن بازیکنان و ایجاد انگیزه دوباره سخت میشود.
بعد از اینکه ما از فوتبال کنار کشیدیم و در بخش مدیریتی فعالیت کردیم، به عنوان نایبرئیس هیئت فوتبال، دبیر هیئت فوتبال و رئیس کمیته فوتسال فعالیت داشتم. در آن دوره تلاش زیادی انجام دادیم و مسابقات متعددی برگزار شد. در سالهای ۹۷ و ۹۸ که مسئولیت هیئت فوتبال را به عهده گرفتیم، حدود چهار میلیون و ۳۶۰ هزار نفر ساعت از وقت جوانان شهر با برگزاری مسابقات فوتبال و فوتسال پر شد. با این حال، با وجود این کارنامه، از فوتبال کنار گذاشته شدیم و گفتند به درد فوتبال نمیخوریم.
با این حال معتقدم اگر برنامهریزی وجود داشته باشد و انرژی صرف شود، هنوز هم میتوان جوانان را دوباره به زمین فوتبال جذب کرد.
بزرگترین مشکل فوتبال پایه در شهرهای کوچک چیست؟
ما هم از نظر زیرساخت و هم از نظر مدیریتی با مشکل روبهرو هستیم. همین چند روز پیش پس از حدود سه سال به استادیوم رفتم و دیدم مدرسه فوتبالی نزدیک به ۲۰۰ دانشآموز در همان یک زمین تمرین میکنند. وقتی یک شهر تنها یک زمین چمن داشته باشد، طبیعتاً امکان گسترش فوتبال بسیار محدود میشود.
از طرف دیگر مسائل اقتصادی هم تأثیرگذار است. برای ثبتنام یک کودک در مدرسه فوتبال باید هزینههایی مثل کفش، لباس، بیمه و شهریه پرداخت شود که برای برخی خانوادهها دشوار است. البته مربیان هم شرایط خاص خودشان را دارند و نمیتوان از آنها خرده گرفت.
آیا پیشکسوتان آنطور که باید در تصمیمگیریهای فوتبال نقش دارند؟
زمانی که در هیئت فوتبال فعالیت میکردم از همه پیشکسوتان دعوت کردم که کمک کنند و برنامه ارائه دهند تا اجرا کنیم. در همان سالها برای اولین بار جام پیشکسوتان در نیریز برگزار شد. همچنین مسابقات فوتبال دهه شصتیها و لیگ پیشکسوتان را راهاندازی کردیم که باشگاه آزادی هم در آن حضور داشت و قهرمان شد.
حتی طرح برگزاری لیگ پیشکسوتان شرق فارس را مطرح کردیم و جلساتی با دوستانی از استهبان، ایج و فسا داشتیم، اما در نهایت به مرحله اجرا نرسید.
پیشکسوتان سرمایههای فوتبال هستند. آنها تجربه سالها حضور در زمین را با خود دارند. خوشبختانه اکنون یکی دو تیم پیشکسوت در شهر فعال هستند و هنوز مسابقه میدهند و امیدوارم تعداد آنها بیشتر شود.
اگر به گذشته برگردید باز هم فوتبال را انتخاب میکنید؟
قطعاً. البته گاهی با خودمان فکر میکنیم که شاید میتوانستیم مسیر دیگری هم انتخاب کنیم. در زمان ما تمرینها بسیار سخت و فشرده بود، اما از این تلاشها به اندازه یک ورزشکار حرفهای بهرهبرداری نمیشد.
یادم هست یک هفته جمعه در لیگ استان بازی داشتیم، یکشنبه با تیم دانشگاه فسا بازی دوستانه برگزار کردیم، سهشنبه برای بازی با تیم گراش به شیراز رفتیم، پنجشنبه در نیریز با تیم لیگ برتری برق شیراز مسابقه دادیم و دوباره جمعه بازی دیگری انجام دادیم. با چنین حجم فشردهای از تمرین و مسابقه، فشار زیادی به بازیکن وارد میشد.
با این حال اگر امروز در شهر شناخته میشویم و مردم به ما احترام میگذارند، بخش بزرگی از آن به خاطر فوتبال و ورزش است و همین ارزش دارد.
بزرگترین آرزوی شما برای آینده فوتبال نیریز چیست؟
امیدوارم در فوتبال نیریز اتفاقات خوبی رخ دهد و ورزش به دست اهل ورزش اداره شود. ورود مسائل سیاسی به ورزش معمولاً نتیجه خوبی ندارد.
در حال حاضر برخی اتفاقات مثبت نیز در ورزش شهر رخ داده است. انتخاب آقای مجید البرزی به عنوان سرپرست اداره ورزش و جوانان را به فال نیک میگیرم. سالها با ایشان همبازی بودهام و خوشحالم که یک فرد ورزشی این مسئولیت را بر عهده گرفته است.
اگر خودتان رئیس اداره ورزش و جوانان بودید، اولین اقدام شما چه بود؟
شرایط بسیار دشوار است و با وضعیت ایدهآل فاصله داریم. اما اگر چنین مسئولیتی بر عهده من بود، ابتدا به سراغ زیرساختها میرفتم. اگر زیرساختهای مناسب فراهم شود، با برنامهریزی و یک تیم مدیریتی دلسوز میتوان در مدت نسبتاً کوتاهی شرایط ورزش را تغییر داد.
وضعیت فوتبال نیریز را نسبت به گذشته چگونه میبینید؟
با احترام به همه دوستان باید بگویم فوتبال نیریز نسبت به گذشته دچار پسرفت شده است. حدود سه سال است که در سطح نیریز هیچ لیگ منظمی برگزار نشده است. در دوران ما بازیکنان در چند رده مختلف بازی میکردند؛ من همزمان در تیم جوانان، امید، بزرگسالان و منتخب مدارس حضور داشتم. اما امروز فعالیتها محدودتر شده است.
به نظر من سه عامل امکانات، مدیریت و حمایت مالی همگی تأثیرگذار هستند. اما مهمترین عامل مدیریت است. اگر مدیریت درست وجود نداشته باشد، نه میتوان منابع مالی جذب کرد و نه امکانات فراهم کرد.
در دورهای که ما در هیئت فوتبال فعالیت داشتیم، حتی با وجود مشکلات اقتصادی، مسابقات ردههای پایه فوتبال و فوتسال را دو سال به صورت رایگان برگزار کردیم.
آیا در نیریز استعداد فوتبالی وجود دارد؟
بله، بسیار زیاد. به واسطه شغلم که بازرسی گاز است به روستاهای مختلف میروم و بازیکنان بسیار بااستعدادی میبینم. اگر برنامهریزی مناسبی وجود داشته باشد میتوان از این ظرفیت استفاده کرد. هر کسی بگوید در نیریز استعداد وجود ندارد واقعاً کملطفی کرده است.
آیا در زمینه مربیگری هم فعالیت داشتهاید؟
بله، در مربیگری، سرمربیگری و حتی داوری فعالیت داشتهام. در نوجوانی در کلاس داوری درجه سه شرکت کردم، اما به دلیل سن کم در ابتدا مدرک به من داده نشد. بعدها مدرک داوری درجه سه و احتمالاً درجه دو را هم گرفتم. در دهه ۹۰ نیز چند سال در عرصه مربیگری و سرمربیگری فعالیت داشتم و در مسابقات دوستانه و رسمی بدون شکست قهرمان شدیم.
بهترین و تلخترین خاطره فوتبالی شما چیست؟
یکی از بهترین خاطراتم مربوط به مسابقات فوتبال مدارس و سفر به مسابقات استانی است که بسیار برایمان خاطرهانگیز بود. همچنین قهرمانی در لیگ دسته دو استان در سالهای ۷۸ یا ۷۹ و صعود به لیگ دسته یک استان از خاطرات بسیار شیرین من است.
از دیگر خاطرات خوبم بازی با تیم برق شیراز در نیریز است که با پاس محسن قانون موفق شدم به این تیم گل بزنم.
اما تلخترین خاطرهام مربوط به سال ۷۵ در لیگ استان است. در بازی رفت تیم لار را پنج بر یک شکست دادیم و حتی اگر در بازی برگشت سه بر صفر هم میباختیم صعود میکردیم، اما در آن مسابقه شرایط داوری بسیار نامناسب بود و بازی را چهار بر صفر واگذار کردیم. آن شکست برای همه ما بسیار تلخ بود و در مسیر بازگشت از لار تا نیریز بسیاری از بازیکنان گریه میکردند.
چند فرزند دارید و آیا آنها هم اهل ورزش هستند؟
دو فرزند دارم. دخترم آذین ۱۲ ساله است و والیبال بازی میکند و حتی کاپیتان تیم مدرسه بوده. بسیار هم به ورزش علاقه دارد. پسرم آرین نیز علاقه زیادی به ورزش دارد و به تازگی او را در مدرسه فوتبال ثبتنام کردهام.
در پایان از شما و هفتهنامه نیریزان که به ورزش و پیشکسوتان توجه دارید تشکر میکنم. همچنین از همه دوستان، مربیان و همبازیهایم که در این سالها همراه من بودند سپاسگزارم. امیدوارم روزی برسد که ورزش به دور از مسائل سیاسی و صرفاً توسط اهل ورزش اداره شود و شاهد روزهای خوب و شادی برای مردم شهر و کشورمان باشیم.

به همراه تیم آزادی در مسابقات لیگ دسته ۲ فارس -/ لار - سال ۱۳۷۴
از راست: مهدی اعیانمنش - محسن قانون - جعفر مختاری - محسن شفیعی