از محله پل حلوایی تا حسرت مسابقات جهانی
از دل محله پل حلوایی برخاست. از روزهایی که با چند هالتر ساده و تختههای ترکخورده تمرین میکردند تا به امروز همچنان در ۶۴ سالگی وزنه را زمین نگذاشته. اکبر علینقی از نسل نخست وزنهبرداران نیریز است؛ مردی که هم سکوهای قهرمانی را تجربه کرده و هم تلخی مصدومیت و حسرت مسابقات جهانی را. با او درباره سالهای دور، وضعیت امروز وزنهبرداری و توصیههایش به نسل جوان گفتوگو کردهایم. چطور وارد دنیای ورزش شدید و آغاز کارتان چگونه بود؟
من در محله پل حلوایی به دنیا آمدم. مثل بقیه بچهها فوتبال بازی میکردم، اما در ۱۳-۱۴ سالگی همراه برادرانم، زندهیاد عبدالرحمان و حاج علیمحمد، چند وسیله ساده مثل دمبل و هالتر تهیه کردیم و در خانه بدنسازی میکردیم. کمکم رضا و محمود معدلی، شهید علی طاهری و چند نفر دیگر هم به ما اضافه شدند.
حدود سه سال به همین شکل گذشت تا اینکه با آقای حسن رضاییان آشنا شدم و وزنهبرداری را آغاز کردم. دو سال زیر نظر ایشان همراه ورزشکارانی مثل شهید جهانشاه اکبرپور، سید عطا مصطفوی، محمدحسین مرادی و خسرو مختاری تمرین کردیم. ابتدا در سالن شهربانی قدیم (جای فعلی پاساژ یکتا)، بعد در منزل سروی و سپس در باشگاه والفجر خیابان استقلال تمرین داشتیم.
چه مقامهای ورزشی در این سالها کسب کردید؟
مقامهای استانیام زیاد است. در مسابقات کشوری بزرگسالان مقام سوم، در مسابقات کارگران مقام دوم و در رقابتهای پیشکسوتان هم دو مقام دوم و سوم دارم. حتی در رقابتهای استانی تهران و هرمزگان هم موفق به کسب مقام شدم.
آن زمان امکانات ورزشی چه وضعیتی داشت؟
امکانات اصلاً مثل الان نبود. هالترها چدنی و استیل بود و بهسختی روی زمین قرار میگرفت و تختهها را خرد میکرد. ما ۵۰ نفر ورزشکار بودیم، اما فقط دو سه هالتر داشتیم و برای هر بار وزنه زدن باید در صف میایستادیم. بعضی وقتها هم با میلههای بدنسازی تمرین میکردیم. الان تجهیزات خیلی بهتر و استانداردتر شده.
از چه زمانی وارد مربیگری شدید؟
در ۱۸ سالگی مدرک مربیگری درجه ۳ گرفتم و همزمان با تمرین خودم، با تربیتبدنی قرارداد مربیگری بستم. بعداً مدرک مربیگری درجه یک ملی را هم گرفتم.
شاگردان زیادی داشتم. زندهیاد ابراهیم راحت، علی ایماندار، سعید شاهمرادی، جواد دیلمی، حسین فرامرزیان، علی پورنوری، حسن مظفری، اکبر دژبخش، احمد اکبرزاده، شهید احمد عابدینزاده، شهید مرتضی مدلول، هادی علوی، حمیدرضا علینقی، رحیم رضاییان، حسن پسندخاطر و رضا حقیقی.
حدود ۱۰ سال پیش برای پیشرفت فرزندانم به شیراز رفتیم و حالا عضو هیئت وزنهبرداری شیراز هستم و در باشگاه ۲۲ بهمن مربیگری میکنم.
از وضعیت فعلی وزنهبرداری نیریز اطلاع دارید؟
تا جایی که خبر دارم آقای مرتضی رضاییان مربی تیم هستند و خیلی خوب با بچهها کار میکنند. شاگردانشان هم در استان و هم در کشور نتایج خوبی گرفتهاند. واقعیت این است که امروز وزنهبرداری نیریز از زمان ما جلوتر است.
به یک وزنهبرداران جوان چه توصیهای دارید؟
نباید زود خسته شوند. این ورزش خیلی سنگین و پرهزینه است؛ از تغذیه و پروتئین و ویتامین تا تجهیزات. باید سختکوش باشند و بدانند راه آسانی پیش رو نیست.
به نظر من بیشتر مشکل، سختی و هزینههای این رشته است. خیلیها وارد میشوند، اما بعد از چند ماه میفهمند توانش را ندارند و کنار میکشند. بعضیها هم از نظر استایل بدنی، مناسب این رشته نیستند و ما بعد از چند جلسه متوجه میشویم.
اگر امروز مسئول وزنهبرداری نیریز باشید، چه تغییری ایجاد میکنید؟
تبلیغات بیشتری انجام میدهم و مسابقات بیشتری برگزار میکنم. مسابقه باعث ایجاد انگیزه میشود. همچنین تلاش میکنم وزنهبرداری مثل فوتبال و والیبال در مدارس جدی گرفته شود.
اگر به گذشته برگردید، باز هم وزنهبرداری را انتخاب میکردید؟
قطعاً. با وجود مصدومیتهایی مثل قطع و پیوند انگشت شست و پارگی تاندون دست، باز هم نتوانستم وزنهبرداری را رها کنم. این ورزش برایم مثل اعتیاد است.
آیا زمانی بوده که ورزش را کنار بگذارید؟
بله. در ۳۳-۳۴ سالگی به خاطر کار در سنگبری چند سالی وزنهبرداری را کنار گذاشتم، اما دوباره با پاورلیفتینگ و مسابقات قویترین مردان نیریز برگشتم و بعد با وزنهبرداری ادامه دادم.
چند فرزند دارید؟ آنها هم ورزشکارند؟
دو دختر دارم. قبلاً شنا و ژیمناستیک کار میکردند، اما با افزایش سن، ورزش را کنار گذاشتند.
خاطره تلخ و شیرین دوران ورزشیتان چیست؟
تلخترین خاطرهام لغو مسابقات پیشکسوتان در دوران کرونا بود؛ مسابقاتی که شانس حضورم در رقابتهای آسیایی و جهانی بود. یکبار هم به خاطر پارگی رباط دست، از حضور جهانی محروم شدم.
شیرینترین لحظاتم زمانی است که شاگردانم در مسابقات کشوری مقام میآورند. آن لحظهها برایم ارزشمندتر از مدالهای خودم است.
صحبت پایانی؟
از خانوادهها میخواهم فرزندانشان را به ورزش تشویق کنند. ورزش بهترین تفریح است و انرژی جوانان را تخلیه میکند. امروز متأسفانه برخی جوانها به سمت دود و قلیان و سیگار رفتهاند که اصلاً خوب نیست.